السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

353

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

كنند . موسى عصاي مخصوص پيامبران را كه براي شعيب بود به دست گرفت و گام در سفر نهاد . موسي در شبي بسيار سرد و تاريك از دور آتشي ديد كه از ميان شاخه‌هاي درختي شعله مىكشيد . موسي سه‌بار به سوي درخت رفت تا آتشي بياورد ولي هربار شعله‌هاي آتش او را بازگرداند . سرانجام صدايى از درخت برخاست : « يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ « 1 » ؛ اي موسي ، من خداوند ؛ پروردگار جهانيان هستم . » آنگاه از موسي خواست كه عصايش را بر زمين افكند . ناگهان عصا به ماري تبديل شد و موسي پا به فرار گذاشت . ولي با نداي الهي آرام گرفت و آنگاه خداوند به او فرمود : « وَ لا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ » در اين هنگام موسي به خداوند عرض كرد : « إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ وَ أَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ قالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً فَلا يَصِلُونَ إِلَيْكُما بِآياتِنا أَنْتُما وَ مَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغالِبُونَ ؛ « 2 » پروردگارا ، من يكي از ايشان را كشته‌ام و مىترسم كه مرا بكشند و برادرم هارون از من گشاده زبان‌تر است . او را ياور من بفرست كه به راستي من ، گواهي دهد كه من مىترسم مرا دروغگو بدانند . خداوند فرمود : به زودى تو را با برادرت نيرومند سازيم و به شما دو تن سلطه دهيم كه با معجزه‌هاي ما ، دست‌شان به شما نرسد ، شما و پيروانتان پيروزيد . » امام صادق عليه السّلام فرموده‌اند : اميدت به چيزي كه در پس‌اش هستي ، بيشتر از نااميديات باشد . با آنكه موسي پيامبر بود براي يافتن آتش بارها به سوي آن رفت ولي بازگشت .

--> ( 1 ) . سوره قصص / 30 . ( 2 ) . سوره قصص / 33 الى 35 .